وبلاگ اشعار مهرداد خالدی

وبلاگی برای بهترین اشعار که خوانده ام و اشعاری که نوشته ام

وبلاگ اشعار مهرداد خالدی

وبلاگی برای بهترین اشعار که خوانده ام و اشعاری که نوشته ام

عید، روزی است که لبخند تو را می بینند...

مردمِ شهر ، اگر پیروِ هر آیین اند 


عید ؛ روزی است که لبخند تو را می بینند


 


صبحِ روزی که به سیمای تو آغاز شود 


عابران در شُرُفِ اوّلِ فروردین اند


 


ای نفس های تو صبحانهٔ سُکر-آورِ باد !


بادها می گذرند از تو و عطر-آگین اند


 


سایهٔ سقفِ تو امنیّتِ آبادیِ ماست


خانه ها ، مزرعه های همه ، بی پرچین اند


 


پیشِ رویِ قَدَم ات منظره ها مشتاق اند


هر چه رد می شوی اشیای پسین ، غمگین اند


 


آخرین فرصت ِإحیای بشر ، بر لبِ توست 


مُردگان از نفس ات منتظرِ تلقین اند  


 «  سیروس عبدی»