دانلود پادکست و آهنگ شعرhttps://uupload.ir/view/25_17cw.mp3/
شب چو در بستم و مست از مینابش کردم
ماه اگر حلقه به در کوفت جوابش کردمدیدی آن ترک ختا دشمن جان بود مراگرچه عمری به خطا دوست خطابش کردممنزل مردم بیگانه چو شد خانه چشمآنقدر گریه نمودم که خرابش کردمشرح داغ دل پروانه چو گفتم با شمعآتشی در دلش افکندم و آبش کردمغرق خون بود و نمیمرد ز حسرت فرهادخواندم افسانه شیرین و به خوابش کردمدل که خونابهی غم بود و جگرگوشه دهربر سر آتش جور تو کبابش کردمزندگی کردن من مردن تدریجی بودآنچه جان کند تنم، عمر حسابش کردم...