ای نهنگ دیوانه با ساحل خشک دیدار مکن
این صدای من عاشق است، تو فرار مکن
شمع سوزانی بودم که روحت را نسوزاند
به سوختن در آتش پوشال اصرار مکن
می دانم سخت است دیدن خورشید اما
به دیدن پرتوی سرد ماه ، قرار مکن
بیا که این قلب پر از آفتابگردان عشق شد
خود را به وعده ی شکفتن در شب، بیدار مکن
« مهرداد خالدی»