آتش قلبم دارد می میرد
با دیدن سرمای چشمانت
حال دگر چشمانت پر ماه گرفتگی شده
و قلب من در طلب پرتویی از ماه است
در دوراهه تیغ و یک زندگی
راهی به سوی آسمان عشق یافته بودم
پرواز می کردم
پرواز می کردم
در رویای بال های خستگی ناپذیر
حقیقت انتهای آسمان را فراموش کردم
آه چه تلخ می شتابی ای خورشید پاییزی
برای پناه بردن به شب بی وفایی
« مهرداد خالدی»