وبلاگ اشعار مهرداد خالدی

وبلاگی برای بهترین اشعار که خوانده ام و اشعاری که نوشته ام

وبلاگ اشعار مهرداد خالدی

وبلاگی برای بهترین اشعار که خوانده ام و اشعاری که نوشته ام

اورا دوست داشتم و گاه او نیز مرا دوست داشت...

 کسی دیگر ، او کس دیگری را می خواهد ؟

چون پیش که به بوسه هایم تعلق داشت

صدایش ، بدن روشنش ، چشمان نامحدودش


دیگر دوستش ندارم ، درست است


اما شاید هم دوستش داشته باشم


عشق اینچنین کوتاه است و


فراموشی اینقدر طولانی


زیرا شبهایی اینچنین او را در آغوشم می گرفتم


روحم بدون او گم شده است


اگرچه شاید این آخرین رنجی است


که به خاطر او می کشم


و این آخرین شعری


که برایش می سرایم



کامل شعر پابلو نرودا در ادامه مطلب

 امشب می توانم غمگین ترین شعرها را بسرایم


مثلا بنویسم :


شب پرستاره است


وستاره ها آبی ، لرزان در دوردست


باد شبانه در آسمان می گردد وآواز می خواند


امشب می توانم غمگین ترین شعرها را بسرایم


اورا دوست داشتم و گاه او نیز مرا دوست داشت


در شبهایی اینچنین اورا در بازوانم می گرفتم


بیشتر وقت ها زیر آسمان لایتناهی اورا می بوسیدم


او مرا دوست داشت و گاه من نیز اورا دوست داشتم


چشمان آرام بزرگ او را چگونه می توان دوست نداشت ؟


امشب می توانم غمگین ترین شعرها را بسرایم


فکر اینکه اورا ندارم ، احساس این که از دستش داده ام


گوش دادن به شب بزرگ که بدون او بزرگ تر است


و شعر که نزول می کند بر روحم


مانند شبنم که بر علف


چقدر مهم است که عشقم نتوانست او را نگهدارد ؟


شب پرستاره است و


او با من نیست


تا همین اندازه کافی است


دوردست یکی آواز می خواند . دوردست


روحم بدون او گم شده است


تا مگر او را نزدیک من بیاورد چشمانم دنبالش می گردد


قلبم اورا جستجو می کند


و او با من نیست


همان شبها همان درختان را سپید می کنند


ما از آن زمان دیگر آن کسی نیستیم که بودیم


دیگر دوستش ندارم ، درست است


اما


چقدر دوستش داشتم


صدایم در جستجوی بادی است که به گوشش برساند


کسی دیگر ، او کس دیگری را می خواهد ؟

چون پیش که به بوسه هایم تعلق داشت

صدایش ، بدن روشنش ، چشمان نامحدودش


دیگر دوستش ندارم ، درست است


اما شاید هم دوستش داشته باشم


عشق اینچنین کوتاه است و


فراموشی اینقدر طولانی


زیرا شبهایی اینچنین او را در آغوشم می گرفتم


روحم بدون او گم شده است


اگرچه شاید این آخرین رنجی است


که به خاطر او می کشم


و این آخرین شعری


که برایش می سرایم



 « پابلو نرودا» 

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد